شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى
مقدمه 14
المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )
دكتر ذبيح الله صفا در اينباره چنين مىنويسد : « نثر فارسى در دورهء بين حمله چنگيز و تيمور ، رونق بسيار داشت . از علل عمده اين امر آن است كه در آن عهد آخرين اثر نفوذ سياسى خلفا از ميان رفت و بغداد مركزيت بزرگ علمى و ادبى و دينى و سياسى خود را از دست داد و رابطه ايرانيان با ملل ديگر اسلامى كه غالبا زبان عربى را پذيرفته بودند ، تقريبا مقطوع شد و ديگر جز كسانى كه تأليفات مشكل علمى مىكردند و به اصطلاحات آماده و طريقهء بحث در مسائل علمى كه از پيش در زبان عرب فراهم شده بود ؛ احتياج داشتند ، باقى نويسندگان حاجتى به تأليف در زبان عربى احساس نمىكردند و حتى بسيارى از كتب معروف علمى هم از اين پس به زبان پارسى تأليف شد و هرچه از زمان انقراض بنى عباس بيشتر گذشت ؛ نگارش كتب علمى به زبان فارسى بيشتر معمول شد و تأليف به نثر عربى ، زيادتر جنبهء اظهار علم و دانش و تفنن گرفت و بهجاى آن بر رونق و رواج نثر پارسى افزوده شد » . « 1 » مهمترين سبك رايج اين دوره را سبك نثر مصنوع دانستهاند كه دارندگان بزرگ آن « نسوى » و « عطا ملك جوينى » و « وصاف الحضرة » بودهاند . در اين دوره شيوههاى مختلف نثرنويسى وجود داشته كه بعضى از آثار ، تقليدى است از نثرهاى دوره گذشته و برخى فنى معتدل و پارهاى هم نثر كاملا فنى و متكلف . نويسندگان اين دوره برخى براى اظهار فضل و بعضى هم براى تأثير بيشتر سخن خود ، نثر را مثل نظم آراستند و بر آن پيرايه بستند و آن را صنعت ناميدند و برخى هم تكلّف به خرج دادند و نثرهاى مصنوع ساختگى نوشتند ، بطورى كه معنى آنها دور از ذهن و نامفهوم بود . نثرهاى علمى كه در اين دوره نوشته شده ، به سبك قديم است و اصولا نثرهاى علمى بهسبب محدود بودن موضوع در هيچ دورهاى جز شيوهء ساده و اسلوب مرسل ، نداشته است و بسيارى از كتب عرفانى اين دوره بهجهت حفظ عبارات مشايخ صوفيه به شيوه قديم نوشته شده است . اگرچه اختلافات جزئى با نثرهاى مشابه در دوره قبل دارند ، اما
--> ( 1 ) - مختصرى در تاريخ تحول نظم و نثر پارسى . دكتر ذبيح الله صفا . . . ، ص 66